احمد بهشتى
403
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
كلى واجب نيستند ؛ بلكه بيشتر آنها از مقدّمات مشهورىاند كه بهسبب رعايت مصالح عمومى بر آنها اجماع شده است و شايد در ميان آنها چيزهايى باشد كه به حسب بعضى از فاعلها به حكم برهان صحيح باشد . « 1 » و هرگاه حقايق تحقيق شوند ، بايد به واجبات التفات شود نه به امثال آنها و تو اقسام مقدّمات را در جاى خود شناختهاى . شرح و توضيح يكى از اشكالهايى كه در مسئله بنيادى خير و شر برمبناى فيلسوفان بروز كرده و فيلسوفان مسلمان به پيروى از شيخ الرئيس آنها را اوهام ناميدهاند ، « 2 » چنين است : هرگاه معصيتها و رذايلى كه از انسان صادر مىشود ، به قضاى الهى واقع مىشود و در قدر او داخل است ، به حكم ضرورت ، اختيار از انسان سلب مىشود . بنابراين ، بر خدايى كه منبع جود و احسان است ، قبيح است كه معصيتكاران را كيفر دهد و انسان ضعيف و عاجز را بر كارى كه از اختيار او خارج است ، عذاب كند . چنين كارى بر خلاف قاعدهء عدل و احسان ، بلكه مقتضاى جور و عدوان است . قرآن كريم مىفرمايد : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ ؛ « 3 » خداوند به عدالت و نيكى و كمك به خويشاوندان فرمان مىدهد و از زشتى و منكر و ستم ، نهى مىكند .
--> ( 1 ) . از آنجا كه براى پاسخ به اشكال سه راه داريم : راه فلاسفه ، راه معتزله و راه اشاعره ، شيخ الرئيس در اين قسمت به نقد پاسخ معتزله پرداخته است . ( 2 ) . ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعه ، ج 7 ، ص 81 . ( 3 ) . نحل ( 16 ) آيهء 90 .